این روزها خوبم..در حال پرواز. کسی نیست که در جاهای خالی از من زندگی کند. خودمم..خود خودم که دارم روی ابرها پرواز میکنم.... fa.mohseni95@yahoo.com ■
دلتنگیهایم را پهن کرده ام ، گوشه ی همین حیاط همیشه نم دارند مثل چشمانم. کاش تو باشی آفتاب بشود همه شان خشک بشوند وای رفیق آهای رفیق.. صدایم پلک نمیزند نگاهم یخ ِ یخ است.. مثل روحم شاید.. تمام روحم را ، دلم را ، حیاتم را ، تمام ِ تمــام را نخ به نخ مو به مو به تو بسته بودم.. گره گره گره از آن گره های محکم گره های کور.. که هرگز باز نشود.. حالا اما !! بوی دلتنگی نم زده ام .. همه جا احساس میشود پخش شده است اینجا توی این اتاق لا به لای کتاب هایم توی تختم توی وجودم.. هی خودش را به رخم میکشد.. چقدر تو را کم می آورم چقدر بوی تو را کم می آورم.. دیگر چه فرقی میکند .. من آماده ام من برای هر اتفاقی آماده ام.... حالا همین بغض های پنهانیم را در گره روسریم محکم میکنم و با هر دم فرو میبرم آنچنان زیاد است که خفه ام میکند اما من بــاز گره میزنم گره گره گره هر شب گره میزنم.. و بعد آرام مثل اشک های کودکی..... راستی حالا دیگر چه فرقی میکند..