تو این یه ماه دوهفته ی اولشو نیم روتیشنی جراحی بودیم. یعنی همه کار کردیم جز جراحی! تابوره بازی، مافیا بازی، کانکت بازی، عکاسی، آسانسور بازی و...
تو تشخیص عوضش صد تا مریضدیدم. همه هی میگفتن چرا هرچی کیسه به تو میفته. از جالباش که یادم میاد یه پیرمرد گوگولی بود که از این عرق چین ها رو سرش داشت و وقت نشستن رو صندلی یونیت کفشاشو در میوورد:))) اصلا هم غر نمیزد یه ساعت معطل مونده بود وایساده بود یه کناری تکیه داده بود به عصاش بیصدا، تا من بیام ببینم مشکلش چیه.
یکی یه خانومی بود که اسمش حشمت بود و سنش هم زیاد بود ولی چون خودش کارمند علوم پزشکی تهران بوده بود قبلا، خیلی علمی حرف میزد ولی انگار کلا اومده بود اونجا درد دل کنه وسط معاینه دستمو میگرفت آینه رو درمیورد از دهنش شروع میکرد راجع پسراش و اعتقاداتش و عروس داداشش حرف زدن! حتی یه کتابی همراهش اورده بود که به من نشون بده آخرین کتابی که خونده چی بوده! :) وقت رفتن هم ماچم کرد!
یکی یه خانومه بود که اعتیاد داشت اولش معذب بود بعدش شرح حال و تاریخچه که میگرفتم بهش گفتم هر چی که بگین کاملا پیش خودمون میمونه و محرمانه س. بعد اونم صادقانه همه چیزو گفت آخرش هم دستمو تو دست ش گرفت و گفت خیلی حس خوبی دارم بهت ^__^
یکی هم یه پسره بود که داخل لبش یه تاتو داشت که نشون میداد خلافکاره! مث این رپر آمریکایی ها لباس پوشیده بود و یه کلاه لبه دار با پولکای طلایی هم سرش بود! اومده بود دندونای جلوشو با کامپوزیت ترمیم زیبایی کنه، هزارتا پوسیدگی تو دهنش داشت هرچی براش توضیح میدادم اونا واجب تره میگفت نه من برا این اومدم. یه دندونش شکسته بود میگم این چرا شکسته؟ میگه تو دکتری تو بگو چرا شکسته! بعد بهش میگم دندون جلوییات کوتاه شده چون دندون قروچه داری تو خواب، میگه من که متوجه نشدم، میگم واضحه چون تو خواب بودی. میگه پس تو چجوری فهمییدی!:| میگم مگه نگفتی من دکترم؟! خب من هزار تا از اینا دیدم. میگه الکی میگی من چون کوچیک بودم پستونک خوردم این شکلی دندونام کوتاهه، میگم باباجان اون دندونای پستونک خوریت دندون شیری بوده، اینا دائمیه! دریغ از یه کلمه حرف که تو کله ش رفته باشه! گوش نکرد که نکرد. براش ارجاع پروتز نوشتم که نایت گارد بسازن براش نزدیک بود منو بکشه!
همیینا دیگه. فعلا !