حضور غیاب در دانشکده ی ما سقفش چهار هفدهم هست. ترمای اول که یه آقایی که بعد از چند روز اسم همه رو یاد میگرفت میومد می نشست اول صبح دم در کلاس حضور غیاب میکرد. بعد از چند وقت اول کلاس میومد، آخر کلاسم میومد! چند وقت بعدتر کلا میومد می نشست پشت در کلاس! یعنی میخواستی بری دستشویی میگفت فلانی کلاس تموم نشده کجا میری؟! چند وقت بعدتر آقاهه میومد دستگاه اثر انگشت هم گذاشته بودن باید انگشت میزدیم! چند وقت بعدش که ابتدا و انتهای کلاس با محدودیت زمانی باید حضوری میزدیم! یعنی استاد نمیومد غیبت میخوردیم، استاد زود میرفت غیبت میخوردیم، استاد دیر کلاسو تعطیل میکرد غیبت میخوردیم، حتی تعطیل رسمی بود چون دستگاه بی شعور بود غیبت میخوردیم! کلاس جبرانی در ساعت دیگه یا برگزاری کلاس در یه کلاس دیگه یا برگزاری کلاس بصورت مجازی هم جای خود دارد! حالا اینا هیچی! این ترم معاون آموزشیمون شخصا دستور فرمودن باید هرجلسه غیبت تا سقف چهارجلسه رو کتباً موجه کنین! احتمالا ترم دیگه خانم دکتر میخوان به آقایون مسئول حضور غیاب حق تیر بدن! هرکی از کلاس اومد بیرون بببنننگگگ!


برچسب‌ها:
حاشیه ها, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۷ساعت | ۸:۴۶ ب.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

پروتز از بین نمی رود بلکه از نامی به نام دیگر تغییر میکند!

 

پی نوشت: یعنی مبانی کامل، کامل1، کامل2، مبانی پارسیل، پارسیل1، پارسیل2، مبانی ثابت، ثابت1، ثابت2، درمان بیماران با بی دندانی کامل! پروتز پیشرفته، پروتزهای متکی بر ایمپلنت و... مدیونید اگه فکر کنید تو یکیش قالبگیری و کنترل عفونت و ساخت تری  و انواع آرتیکولاتور رو نمیگن!


برچسب‌ها:
حاشیه ها
+ تاریخ | چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۷ساعت | ۸:۳۴ ب.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

دارم ازش واژگان فارسی میپرسم:

«اندر» یعنی چی؟ نازنین: اندر دیوانه غران مشت میزد ابرها را! خب پس یعنی رعد و برق! من:

«افزوده» یعنی چی؟ نازنین: یعنی افزایش یاب! من: چرا یاب؟! نازنین:خب همیشه میگیم افزایش می یابد!

«بردباری» یعنی چی؟ نازنین: یعنی برنده شدن!

 

رفتیم استخر میگم بیا شنا کنیم ببینم کی سریع تر میرسه؟! میگه خب «لزوماً» تو!


برچسب‌ها:
نیم وجبی در خانه, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | سه شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ساعت | ۶:۳۴ ب.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

داره جک میخونه:

سوالات معتدل از مامان....!


برچسب‌ها:
نیم وجبی در خانه, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۱۸ساعت | ۴:۴۴ ب.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

+نگار میگه چرا نمینویسی تو وبلاگت! میگم خب یه سری خاطره ها رو نمیشه تعریف کرد ولی اون میگه بنویس. میگه این دفتر خاطرات خودته. بخاطر خودت بنویس. منم گفتم چشم اطاعت میشه قربان!

 

+من: ریحانه فاطمه کجاست؟

ریحانه: فاطمه محسنی؟!

من:

 

+نگار: فاطمه به نظرت این عددی که اینجا نوشتم یکه یا دو؟

من: یکه به نظرم.

نگار: نه خب ممکنه دو نوشته باشم. و در پی این سخن یه دو گوشه ی دفترش نوشته و میگه نه پس اون یکه!

من: اسکللللل. اینو تو وبلاگم مینویسم!

 

+امتحانام یه هفته س شروع شده. فردا هم امتحان روانی دارم. نه نه ببخشید، بیماری های روانی! کلادرسای ما همه ش یه مخفف داره که عموما مخففش به تنهایی با نمکش میکنه. مثلا اینکه: باکتری دارم!(به جای باکتری شناسی) یا انگل داریم! (به جای انگل شناسی)!

 

+دیروز تولدمحدثه بود، یکساله شده. تولدت مبارک نمک خاله.

 

+این هفته ساختمون پلاسکو ریخت... بیست و پنج نفر آتش نشان موندن اون زیر... امروز چهارمین روزیه که زیر آوارن و... قلبم فشرده میشه بهش فکر میکنم...

 

+یک دو هفته س یه تغییر اساسی تو زندگیم بوجود اوردم که تا کنون نتایج خوبی در پی داشته. از گفتنش معذورم!


برچسب‌ها:
روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | یکشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۰۳ساعت | ۸:۱۹ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |