+نگار میگه چرا نمینویسی تو وبلاگت! میگم خب یه سری خاطره ها رو نمیشه تعریف کرد ولی اون میگه بنویس. میگه این دفتر خاطرات خودته. بخاطر خودت بنویس. منم گفتم چشم اطاعت میشه قربان!

 

+من: ریحانه فاطمه کجاست؟

ریحانه: فاطمه محسنی؟!

من:

 

+نگار: فاطمه به نظرت این عددی که اینجا نوشتم یکه یا دو؟

من: یکه به نظرم.

نگار: نه خب ممکنه دو نوشته باشم. و در پی این سخن یه دو گوشه ی دفترش نوشته و میگه نه پس اون یکه!

من: اسکللللل. اینو تو وبلاگم مینویسم!

 

+امتحانام یه هفته س شروع شده. فردا هم امتحان روانی دارم. نه نه ببخشید، بیماری های روانی! کلادرسای ما همه ش یه مخفف داره که عموما مخففش به تنهایی با نمکش میکنه. مثلا اینکه: باکتری دارم!(به جای باکتری شناسی) یا انگل داریم! (به جای انگل شناسی)!

 

+دیروز تولدمحدثه بود، یکساله شده. تولدت مبارک نمک خاله.

 

+این هفته ساختمون پلاسکو ریخت... بیست و پنج نفر آتش نشان موندن اون زیر... امروز چهارمین روزیه که زیر آوارن و... قلبم فشرده میشه بهش فکر میکنم...

 

+یک دو هفته س یه تغییر اساسی تو زندگیم بوجود اوردم که تا کنون نتایج خوبی در پی داشته. از گفتنش معذورم!


برچسب‌ها:
روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | یکشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۰۳ساعت | ۸:۱۹ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |