زنگ زدم خونه، فسقلی میگه به دوتا از شلوارام اسلایم چسبیده، اولیشو نمیدونستم چیکار کنم شلوارم صورتی بود منم لاک صورتی زدم روشبعد تو اینترنت نگاه کردم دیدم نوشته با آب جوش بشوریدش، منم رو صندلی آبجوش ریختم نشستم روش ولی پاک نشد


برچسب‌ها:
حاشیه ها, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ساعت | ۱۱:۴۶ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

درسته که خیلی بد نقشه ست و همه ی فضاهاش هدر رفته، درسته که از دم در تا طبقه ی همکف تله کابین لازمه، درسته بی نظمه و تقریبا همه ی آدماش بی حوصله ن، ولی خدا وکیلی ویوش خیلی خوبه:


برچسب‌ها:
حاشیه ها, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | دوشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ساعت | ۱۱:۴۵ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

دوقلوها با مترو رفتن بازار، بعد تو ایستگاه مقصد پیاده نمیشدن میگفتن یا همینجا بمونیم یا بریم مشهد!
قطار براشون با مشهد برابری میکرده!


برچسب‌ها:
حاشیه ها, روی فیلم عکاسی
+ تاریخ | پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۳ساعت | ۱۱:۴۳ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |

یک- بی مقدمه اومد از من پرسید نی نی وقتی تو شکم مامانشه خاکه؟! من هاج و واج موندم که یعنی چی؟ اصلا چجوری به فکرش رسیده که ممکنه نی نی خاک باشه!

دو- آبجی طیبه میگفت خدای ما خدای نیوتونیه، هرچی بیشتر از علم میفهمیم خدا برامون کوچیک تر میشه، مثلا تا اون وقت فکر میکردیم بارونو خدا میفرسته ولی تا میفهمیم ساز و کار تشکیل بارونو، دیگه خدا از این قسمت کنار میره، با خودم فکر کردم منم اینطوریم؟ تا اینکه امروز با سوال فسقلی به خودم اومدم....


برچسب‌ها:
حاشیه ها, روی فیلم عکاسی, نیم وجبی در خانه
+ تاریخ | جمعه ۱۳۹۶/۰۶/۰۳ساعت | ۱۱:۴۱ ق.ظ نویسنده | محجبه ی عینکی |