گفتم بیام بنویسم شاید وقت نکنم دیگه امروز بیام. صبح قرار بود برم موسسه ابرار کلاس که کنسل شد. سه قسمت هاوس دیدم و به کارای خونه سرو سامون دادم. بلیط تئاتر خریدم بریم امشب تئاتر. منو مصطفی و زهرا. تئاتر رومز تو پردیس تئاتر شهرزاد. اگه خوب بود فردا براتون مینویسم درباره ش. الانم منتظرم مصطفی بیاد بریم. دلم وحشتناک درد میکنه. ورزش نکردم امروز. تنبلیم شد. حالا شاید شب که برگشتیم دوتایی ورزش کنیم. میخوام زنگ بزنم مطب یوسف آباد بگم من نمیام دیگه. چه وضعشه هی میرم یه دونه هم مریض نیس. یه دلم میگه وقت خودتو تلف نکن. یه دلم میگه بلاخره رونق میگیره بعد میتونی اونجا مشغول به کار بشی. یه دلم میگهتهش که چی تابستون تموم بشه نمیتونی بری دیگه. خلاصه فعلا دو هیچ به نفع نرفتنه.
پی نوشت: اگه باردار باشم الان شونزده روزشه. هیچی از جنین شناسی یادم نیس. شونزده روزگی چه شکلی میشه؟ چه کار کنم روز شونزدهم که بچه م خوب باشه حالش؟
برچسبها: